تبلیغات
!!! زکی !!!
قالب وبلاگ

!!! زکی !!!
! عجب وبلاگ دبشی ! 
نویسندگان
نظر سنجی
دوس دارین زکی بیشتر چی براتون بزاره ؟ (کلیک کن موست مصرف نمی شه !!! )











چت باکس


 شنبه: زنم برای یک هفته به دیدن مادرش رفته و من و پسرم لحظاتی عالی را خواهیم گذراند. یک هفته تنها . عالیه. اول از همه باید یک برنامه هفتگی درست و حسابی تنظیم کنم. اینطوری میدونم که چه ساعتی باید از خواب بیدار بشم و چه مدتی رادر رختخواب و چقدر وقت برای پختن غذا توی آشپزخانه صرف میکنم. همه چیز را به خوبی محاسبه کرده ام . وقت برای شستن ظرفها، مرتب کردن خانه و خرید کردن و همه روی کاغذنوشته شده است. چقدر هم وقت آزاد برایم میماند. چرا زنها آنقدر از دست این کارهایجزیی و ساده شکایت دارند. درحالی که به این راحتی همه را میشود انجام داد . فقط به یک برنامه ریزی صحیح احتیاج است. امشب شام هم من و پسرم استیک داریم. پس رومیزی قشنگی پهن کردم و بشقابهای قشنگی چیدم و شمع و یک دسته گل رز روی میز نهادم تامحیطی صمیمانه به وجود آورم. مدتها بود که آنقدر احساس راحتی نکرده بودم....

(بقیشو تو ادامه چرت و پرت بخون)


ادامه چرت و پرت (!) برچسب ها: برچسب ها: طنز، شوخی، جوک، جک، جوک باحال، سرکاری، داستان سرکاری خیلی باحال، عشق، عشقی، داستان عشقی باحال، جیگر، بهترین، ناز، خوشگل، بهترین داستان سر کاری امسال، طنز روز، جدیدترین طنز هفته، 89، طنز 89، طنز88، گلچین داستان طنز ماه، برچسب ها: behtarin dastanha، dastan، dastan jok، dastanak، dastanake jadid، dastanake khandedar jadid، dastanake ziba، dastane bahman mah 88، dastane besiyar jaleb، dastane emrooz، dastane ghashang، dastane jadid، dastane jadid oo khandedar، dastane jaleb، dastane khandani، dastane khandedar، dastane kotah، dastane kotahe bahman mah 88، dastane pand amooz، dastane zibaq، dstane ebrat amooz، golchine dastanha، jadidtarin dastanha، majmoe dastanaha، radsms.com، بهترین داستان های، بهترین داستان های بهلول، بهترین داستان های جالب، جالب ترین داستان ها، جدیدترین داستا نها، جدیدترین داستان ها، جدیدترین داستان های کوتاه، خنده دار ترین داستان ها، خواندنی ترین داستان ها، داستان بسیار جالب، داستان بسیار جالب و خواندنی " راننده اصفهانی "، داستان بهلول، داستان بهمن ماه 88، داستان جالب، داستان جدید، داستان خنده دار، داستان خواندنی، داستان راننده اصفهانی، داستان زیبا، داستان سرکاری، داستان قشنگ، داستان های آموزنده، داستان های بسیار جالب، داستان های بسیار زیبا، داستان های بهمن ماه 88، داستان های جذاب، داستان های خواندنی، داستان های خیلی جالب، داستان های پر مفهوم، داستان کوتاه، داستان کوتاه بسیار جالب، داستان کوتاه بهلول عاقل، داستان کوتاه بهمن ما ه88، داستان کوتاه بهمن ماه 88، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خنده دار، داستان کوتاه خواندنی، داستان کوتاه خیلی قشنگ، داستان کوتاه عبرت آموز، داستان کوتاه قشنگ، داستان کوتاه معنی دار، داستان کوتاه و جالب از بهلول، داستان کوتاه پند آموز، داستانهای پند آموز، داستانک، داستانک بهلول، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خنده دار، داستانک عبرت آموز، داستانک معنی دار، داستانک مفهوم دار، داستانک پند آموز، داسنان های فوق زیبا، راد اس ام اس، سری جدید داستان های بهمن ماه 88، سری جدید داستان های جالب، سری جدید داستان های عبرت آموز، سری جدید داستان های کوتاه، جالب و خواندنی جدید، مجموعه داستان های بهلول، مجموعه داستان های جالب، گلچین داستان های بسیار خواندنی، گلچین داستان های سرکاری، بهترین داستان سرکاری سال، جدیدترین شوخی روز، ماه، سال، روز، هفته، گلچین، تفریح، سرگرمی دبش، جالبناک، داستان خیلی باحال، سرکاری دبش،  
[ شنبه 1388/12/29 ] [ ساعت 09 و 00 دقیقه و 00 ثانیه ] [ nOvid ]
ی توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم. اگر می گویم باید تحصیل کرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیش تر از من می فهمی! اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند "داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود! اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم! اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوار آن، خاطره اش را برایم حفظ کنند و هر گوشه اش یادآور تو باشد! اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای. اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشیم، فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم می آید...! اگر می گویم هر سال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سال ها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا "به هر کجا که بروی آسمان همین رنگ است؟!" اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟! اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی! و بالاخره... اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است.

نکته اخلاقی: می دونی پس همه ی دختر ها کم توقع هستند و ما خبر نداریم.


برچسب ها: برچسب ها: طنز، شوخی، جوک، جک، جوک باحال، سرکاری، داستان سرکاری خیلی باحال، عشق، عشقی، داستان عشقی باحال، جیگر، بهترین، ناز، خوشگل، بهترین داستان سر کاری امسال، طنز روز، جدیدترین طنز هفته، 89، طنز 89، طنز88، گلچین داستان طنز ماه، برچسب ها: behtarin dastanha، dastan، dastan jok، dastanak، dastanake jadid، dastanake khandedar jadid، dastanake ziba، dastane bahman mah 88، dastane besiyar jaleb، dastane emrooz، dastane ghashang، dastane jadid، dastane jadid oo khandedar، dastane jaleb، dastane khandani، dastane khandedar، dastane kotah، dastane kotahe bahman mah 88، dastane pand amooz، dastane zibaq، dstane ebrat amooz، golchine dastanha، jadidtarin dastanha، majmoe dastanaha، بهترین داستان های، بهترین داستان های بهلول، بهترین داستان های جالب، جالب ترین داستان ها، جدیدترین داستا نها، جدیدترین داستان ها، جدیدترین داستان های کوتاه، خنده دار ترین داستان ها، خواندنی ترین داستان ها، داستان بسیار جالب، داستان بسیار جالب و خواندنی " راننده اصفهانی "، داستان بهلول، داستان بهمن ماه 88، داستان جالب، داستان جدید، داستان خنده دار، داستان خواندنی، داستان راننده اصفهانی، داستان زیبا، داستان سرکاری، داستان قشنگ، داستان های آموزنده، داستان های بسیار جالب، داستان های بسیار زیبا، داستان های بهمن ماه 88، داستان های جذاب، داستان های خواندنی، داستان های خیلی جالب، داستان های پر مفهوم، داستان کوتاه، داستان کوتاه بسیار جالب، داستان کوتاه بهلول عاقل، داستان کوتاه بهمن ما ه88، داستان کوتاه بهمن ماه 88، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خنده دار، داستان کوتاه خواندنی، داستان کوتاه خیلی قشنگ، داستان کوتاه عبرت آموز، داستان کوتاه قشنگ، داستان کوتاه معنی دار، داستان کوتاه و جالب از بهلول، داستان کوتاه پند آموز، داستانهای پند آموز، داستانک، داستانک بهلول، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خنده دار، داستانک عبرت آموز، داستانک معنی دار، داستانک مفهوم دار، داستانک پند آموز، داسنان های فوق زیبا، راد اس ام اس، سری جدید داستان های بهمن ماه 88، سری جدید داستان های جالب، سری جدید داستان های عبرت آموز، سری جدید داستان های کوتاه، جالب و خواندنی جدید، مجموعه داستان های بهلول، مجموعه داستان های جالب، گلچین داستان های بسیار خواندنی، گلچین داستان های سرکاری، بهترین داستان سرکاری سال، جدیدترین شوخی روز، ماه، سال، روز، هفته، گلچین، تفریح، سرگرمی دبش، جالبناک، داستان خیلی باحال، سرکاری دبش، سرکاری مشتی، داستان مشتی، زکی، سایت زکی، داستان زکی، zeki.com، zeki.mihanblog.com، zekipedia، زکی پدیا،  
[ پنجشنبه 1388/12/27 ] [ ساعت 09 و 00 دقیقه و 00 ثانیه ] [ nOvid ]
یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت. وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری به مبلغ 5000 دلار داره. کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آن هم فقط برای دو هفته کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گران قیمت را گرفت و ماشین را به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد. خلاصه مرد بعد از دو هفته همان طور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام را پرداخت کرد. کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت: "از این که بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم. " و گفت ما چک کردیم و معلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام بگیرید؟ ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: "تو فقط به من بگو کجای نیویورک می تونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2 هفته با اطمینان خاطر و با فقط 15.86 دلار پارک کنم !!!

برچسب ها: برچسب ها: behtarin dastanha، dastan، dastan jok، dastanak، dastanake jadid، khandedar jadid، dastanake ziba، dastane bahman mah 88، dastane jadid، dastane jadid oo khandedar، dastane jaleb، dastane khandedar، dastane kotah، dastane kotahe bahman mah 88، dastane zibaq، jadidtarin dastanha، radsms.com، بهترین داستان های جالب، جالب ترین داستان ها، جدیدترین داستا نها، جدیدترین داستان های کوتاه، خنده دار ترین داستان ها، خواندنی ترین داستان ها، داستان بسیار جالب، داستان بسیار جالب و خواندنی " راننده اصفهانی "، داستان خنده دار، داستان راننده اصفهانی، داستان سرکاری، داستان های بسیار جالب، داستان های بهمن ماه 88، داستان های جذاب، داستان های خواندنی، داستان های خیلی جالب، داستان کوتاه بسیار جالب، داستان کوتاه بهمن ماه 88، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خنده دار، داستان کوتاه خواندنی، داستانک، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خنده دار، راد اس ام اس، سری جدید داستان های بهمن ماه 88، سری جدید داستان های جالب، گلچین داستان های سرکاری، داستان طنز دبش، داستان طنز باحال، داستان خنده دار جدید، بهترین طنز سال، بهترین داستان روز، جدیدترین طنز هفته، خنده دار ترین حکایت ماه، طنز، شوخی، جک، جوک، سرکاری، سوال سرکاری، تفریح، سرگرمی، داستان جالب، جالبناک، داستان ایرانی، طنز ایرانی، سرکاری مشتی، داستان بانک،  
[ چهارشنبه 1388/12/26 ] [ ساعت 09 و 00 دقیقه و 00 ثانیه ] [ nOvid ]
مرد متاهل :

1- شکم برآمده (نه از اون شکمها )2- کله در حال بی مو شدن 3- شلوار گشاد 4- لباس تمام دکمه دار 5- روزی یه بار حمام 6- دستها همیشه تمیز

مرد مجرد :

1- شکم صاف 2- شلوار تنگ 3- تی شرت 4- کلش فرقی نمی کنه 5- حموم چیه

6- دست کدومه

برچسب ها: برچسب ها: behtarin dastanha، dastan، dastan jok، dastanak، dastanake jadid، khandedar jadid، dastanake ziba، dastane bahman mah 88، dastane jadid، dastane jadid oo khandedar، dastane jaleb، dastane khandedar، dastane kotah، dastane kotahe bahman mah 88، dastane zibaq، jadidtarin dastanha، radsms.com، بهترین داستان های جالب، جالب ترین داستان ها، جدیدترین داستا نها، جدیدترین داستان های کوتاه، خنده دار ترین داستان ها، خواندنی ترین داستان ها، داستان بسیار جالب، داستان بسیار جالب و خواندنی " راننده اصفهانی "، داستان خنده دار، داستان راننده اصفهانی، داستان سرکاری، داستان های بسیار جالب، داستان های بهمن ماه 88، داستان های جذاب، داستان های خواندنی، داستان های خیلی جالب، داستان کوتاه بسیار جالب، داستان کوتاه بهمن ماه 88، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خنده دار، داستان کوتاه خواندنی، داستانک، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خنده دار، راد اس ام اس، سری جدید داستان های بهمن ماه 88، سری جدید داستان های جالب، گلچین داستان های سرکاری، داستان طنز دبش، داستان طنز باحال، داستان خنده دار جدید، بهترین طنز سال، بهترین داستان روز، جدیدترین طنز هفته، خنده دار ترین حکایت ماه، طنز، شوخی، جک، جوک، سرکاری، سوال سرکاری، تفریح، سرگرمی، داستان جالب، جالبناک، تفاوتهای مرد متاهل و مجرد،  
[ سه شنبه 1388/12/25 ] [ ساعت 09 و 00 دقیقه و 00 ثانیه ] [ nOvid ]
[ دوشنبه 1388/12/24 ] [ ساعت 09 و 00 دقیقه و 00 ثانیه ] [ nOvid ]
از همون لحظه اول که با پدر و مادرم وارد سالن مهمانی شدم چشمم بهش افتاد و شور هیجانی توی دلم به پا کرد. طول سالن را طی کردم و روی یک صندلی نشسته دوباره نگاهش کردم درست روبروی من بود این بار یک چشمک بهش زدم و لبخند زدم و یواشکی به اطرافم نگاه کردم تا کسی منو ندیده باشد کسی متوجه من نبود. خودم را بی تفاوت مشغول حرف زدن کردم ولی چند لحظه بعد بی اختیار چشمم را بهش انداختم و بهش نگاه کردم چه جذاب و زیبا و با نفوذ بود. دوباره او چشمک زد بیشتر هیجان زده شدم. به خودم گفتم که از فکرش بیایم بیرون باز هم مشغول گوش دادن به حرف های بقیه بودم ولی حواسم به آن طرف سالن بود. می خواستم برم پیشش ولی خجالت می کشیدم جلوى والدین و صاحب خانه. حتماً اگر جلو و پیشش مى رفتم با خودشون مى گفتن عجب پسر پررویی! توی دوراهی عجیبی مانده بودم. دیگه طاقتم تمام شده بود. دل به دریا زدم و گفتم هر چه باداباد بلند شدم و با لبخند به طرفش نگاه کردم وقتی بهش رسیدم با جرات تمام دستم رو به طرفش دراز کردم؟  برش داشتم و گذاشتمش توی دهنم، به به! عجب شیرینی خامه ای خوشمزه ای بود!

برچسب ها: طنز، شوخی، جوک، جک، جوک باحال، سرکاری، داستان سرکاری خیلی باحال، عشق، عشقی، داستان عشقی باحال، جیگر، بهترین، ناز، خوشگل، بهترین داستان سر کاری امسال، طنز روز، جدیدترین طنز هفته، 89، طنز 89، طنز88، گلچین داستان طنز ماه، برچسب ها: behtarin dastanha، dastan، dastan jok، dastanak، dastanake jadid، dastanake khandedar jadid، dastanake ziba، dastane bahman mah 88، dastane besiyar jaleb، dastane emrooz، dastane ghashang، dastane jadid، dastane jadid oo khandedar، dastane jaleb، dastane khandani، dastane khandedar، dastane kotah، dastane kotahe bahman mah 88، dastane pand amooz، dastane zibaq، dstane ebrat amooz، golchine dastanha، http://radsmms.com، jadidtarin dastanha، majmoe dastanaha، radsms.com، بهترین داستان های، بهترین داستان های بهلول، بهترین داستان های جالب، جالب ترین داستان ها، جدیدترین داستا نها، جدیدترین داستان ها، جدیدترین داستان های کوتاه، خنده دار ترین داستان ها، خواندنی ترین داستان ها، داستان بسیار جالب، داستان بسیار جالب و خواندنی " راننده اصفهانی "، داستان بهلول، داستان بهمن ماه 88، داستان جالب، داستان جدید، داستان خنده دار، داستان خواندنی، داستان راننده اصفهانی، داستان زیبا، داستان سرکاری، داستان قشنگ، داستان های آموزنده، داستان های بسیار جالب، داستان های بسیار زیبا، داستان های بهمن ماه 88، داستان های جذاب، داستان های خواندنی، داستان های خیلی جالب، داستان های پر مفهوم، داستان کوتاه، داستان کوتاه بسیار جالب، داستان کوتاه بهلول عاقل، داستان کوتاه بهمن ما ه88، داستان کوتاه بهمن ماه 88، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خنده دار، داستان کوتاه خواندنی، داستان کوتاه خیلی قشنگ، داستان کوتاه عبرت آموز، داستان کوتاه قشنگ، داستان کوتاه معنی دار، داستان کوتاه و جالب از بهلول، داستان کوتاه پند آموز، داستانهای پند آموز، داستانک، داستانک بهلول، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خنده دار، داستانک عبرت آموز، داستانک معنی دار، داستانک مفهوم دار، داستانک پند آموز، داسنان های فوق زیبا، راد اس ام اس، سری جدید داستان های بهمن ماه 88، سری جدید داستان های جالب، سری جدید داستان های عبرت آموز، سری جدید داستان های کوتاه، جالب و خواندنی جدید، مجموعه داستان های بهلول، مجموعه داستان های جالب، گلچین داستان های بسیار خواندنی، گلچین داستان های سرکاری، بهترین داستان سرکاری سال، جدیدترین شوخی روز، ماه، سال، روز، هفته، گلچین، تفریح، سرگرمی دبش، جالبناک، داستان خیلی باحال، سرکاری دبش،  
[ یکشنبه 1388/12/23 ] [ ساعت 13 و 09 دقیقه و 53 ثانیه ] [ nOvid ]
اتومبیل مردی كه به تنهایی سفر می كرد در نزدیكی صومعه ای خراب شد.
مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »
رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر كردند.
شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای كه تا قبل از آن هرگز نشنیده بود .
صبح فردا از راهبان صومعه پرسید كه صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی»
مرد با نا امیدی از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد.
راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت كردند ، از وی پذیرایی كردند و ماشینش را تعمیر كردند.
آن شب بازهم او آن صدای مبهوت كننده عجیب را كه چند سال قبل شنیده بود ، شنید.
صبح فردا پرسید كه آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی»
این بار مرد گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا كنم.
اگر تنها راهی كه من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئید چگونه می توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط كره زمین سفر كنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یك راهب خواهی شد.»
مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت :‌« من به تمام نقاط كرده زمین سفر كردم و عمر خودم را وقف كاری كه از من خواسته بودید كردم .
تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236,284,232 عدد است. و 231,281,219,999,129,382 سنگ روی زمین وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبریك می گوییم . پاسخ های تو كاملا صحیح است . اكنون تو یك راهب هستی . ما اكنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم.»
رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یك در چوبی راهنمایی كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كلید این در را به من بدهید؟»
راهب ها كلید را به او دادند و او در را باز كرد.
پشت در چوبی یك در سنگی بود . مرد درخواست كرد تا كلید در سنگی را هم به او بدهند.
راهب ها كلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز كرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت.. او بازهم درخواست كلید كرد .
پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت كبود قرار داشت.
و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهایت رئیس راهب ها گفت:« این كلید آخرین در است » .
مرد كه از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز كرد.
دستگیره را چرخاند و در را باز كرد . وقتی پشت در را دید و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی كه او دید واقعا شگفت انگیز و باور نكردنی بود.
.....اما من نمی توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید ، چون شما راهب نیستید.
لطفا به من فحش ندید؛ خودمم دارم دنبال اون كسی كه اینو نوشته می گردم تا حقشو كف دستش بگذارم.

برچسب ها: behtarin dastanha، dastan، dastan jok، dastanak، dastanake jadid، khandedar jadid، dastanake ziba، dastane bahman mah 88، dastane jadid، dastane jadid oo khandedar، dastane jaleb، dastane khandedar، dastane kotah، dastane kotahe bahman mah 88، dastane zibaq، jadidtarin dastanha، radsms.com، بهترین داستان های جالب، جالب ترین داستان ها، جدیدترین داستا نها، جدیدترین داستان های کوتاه، خنده دار ترین داستان ها، خواندنی ترین داستان ها، داستان بسیار جالب، داستان بسیار جالب و خواندنی " راننده اصفهانی "، داستان خنده دار، داستان راننده اصفهانی، داستان سرکاری، داستان های بسیار جالب، داستان های بهمن ماه 88، داستان های جذاب، داستان های خواندنی، داستان های خیلی جالب، داستان کوتاه بسیار جالب، داستان کوتاه بهمن ماه 88، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خنده دار، داستان کوتاه خواندنی، داستانک، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خنده دار، راد اس ام اس، سری جدید داستان های بهمن ماه 88، سری جدید داستان های جالب، گلچین داستان های سرکاری، داستان طنز دبش، داستان طنز باحال، داستان خنده دار جدید، بهترین طنز سال، بهترین داستان روز، جدیدترین طنز هفته، خنده دار ترین حکایت ماه، طنز، شوخی، جک، جوک، سرکاری، سوال سرکاری، تفریح، سرگرمی، داستان جالب، جالبناک،  
[ چهارشنبه 1388/12/19 ] [ ساعت 13 و 21 دقیقه و 53 ثانیه ] [ nOvid ]
[ شنبه 1388/12/15 ] [ ساعت 19 و 33 دقیقه و 37 ثانیه ] [ nOvid ]
۱-پسر بودن یعنی برو چند تا نون بخر

۲-پسر بودن یعنی هی شماره دادن و هی منتظر زنگ بودن

۳-پسر بودن یعنی بد و بیراه گفتن به دخترایی كه تحویلشون نمی گیرن

۴-پسر بودن یعنی كادو خریدن برا …

۵-پسر بودن یعنی جدیدا زیر ابرو برداشتن و پنكك زدن

۶-پسر بودن یعنی تا كی مفت خوری می كنی

۷-پسر بودن یعنی پس كی دفتر چه آماده به خدمت میگیری

۸-پسر بودن یعنی به زور سیكل داشتن

۹-پسر بودن یعنی بابا پس كی میری برام خواستگاری

۱۰-پسر بودن یعنی مثل خر حمالی كردن

۱۱-پسر بودن یعنی جوراباتو در بیار حالم به هم خورد

۱۲-پسربودن یعنی چرا كار نمیكنی جون بكن دیگه

۱۳-پسر بودن یعنی ببخشین ماشین و خونه هم دارین كه…

برچسب ها: طنز مصیبت نامه پسر بودن، مصیبت نامه پسر بودن، طنز، شوخی، جک، جوک، طنز باحال، ضد پسر، انتی پسر، ضد دختر پسر، سرکاری، نامه طنز، طنز پسر دبش، تفریح، سرگرمی، سرگرمی الکی، طنز امروز، جک امروز، جوک امروز، شوخی امروز، داستان امروز، طنز برگذیده سال، این ماه، امسال،  
[ جمعه 1388/12/14 ] [ ساعت 01 و 17 دقیقه و 05 ثانیه ] [ nOvid ]
دخترها:


بعضی از اونا واقاً می خونند وقتی میرن سر کتاب تا یکی دو ساعت دیگه کلشونو از کتاب بر نمی دارند . عادت دارند زیر مطالب کتاب خط بکشند که بعدا بخونند


بعضی هاشون هم که مثلا درس می خونند کتاب جلوشونه چشمشون هم روی کتابه ولی حواسشون یه جای دیگست ...


یه عده ای هم هستند که به بهونه اینکه مشکل دارن زنگ میزنند خونه دوستشونو دوستشون هم که منتظر همچین فرصتی حدود یک ساعت و اندی به طوری که اشک و دود تلفن در میاد برای هم قصه بی بی چساره تعریف می کنند.



و اما پسر ها: 


یا درس نمی خونند یا وقتی می خواند بخونند باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد که شب امتحانه ...


یه کم که درس خوندند یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شوند


و به یه چیزی فکر می کنند بعد انگار که درس خوندند بلند میشند میرن استراحت می کنند بعد از یک ساعت استراحت دوباره میرند میشینند فکر می کنند . وقتی فکرشون تموم شد کتاب را ورق میزنند یه کم براندازش میکنند وزنش می کنند استخاره می کنند برای خودشون تقسیمش می کنند میگند تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر بعد میرن استراحت کنند . حین استراحت حسشون تموم میشه


حال ندارند برند بخونند ولی چون می دونند فردا امتحان دارند پا میشند میرند سر کتابشون.


همینجور که می خونند هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فکر می کنند(لازم به ذکر است که هیچ وقت در هیچ موقعیتی فکر نمی کنند فقط موقع درس خوندن فکرشون میاد) بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بینند خیلی دیر شده .دوباره میرنند درس بخونند این بار می خونند یه چیزایی هم یاد میگیرند ولی چیزایی که یاد نمی گیرند را میذارند که فردا از دوستاش بپرسند یه کم به معلمشون فحش میدند می گند اینارو درس نداده . خلاصه آخرش نمیرسند کتاب را تموم کنند فردا میرند میبینند که دوستاشون یه چیزایی می گند که تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد میشه اونایی هم که خونده بودند یادشون میره به همین سادگی ... !



برچسب ها: روش های درس خواندن دختر پسرها، طنز، شوخی، جک، جوک، جوک ضد دختر پسر، شوخی باحال، زکی، سایت توپ، وبلاگ باحال، انتی دختر و پسر، سرکاری، تفریح، سرگرمی، طنز دختر پسر دبش، چرت و پرت، ضد دختر، ضد پسر، صفا سیتی،  
[ یکشنبه 1388/12/9 ] [ ساعت 21 و 35 دقیقه و 22 ثانیه ] [ nOvid ]
محبت شدیدی که سابقا ابراز میکردم
دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو
روز به روز زیادتر میشود و هرچه بیشتر ترا میشناسم
پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار میگردد
در قلب خود احساس میکنم که ناچارباید
از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که
شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهاییکه اخیرا با تو کردم
طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و
بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و میدانم که
خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد
اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو
به پریشانی و بد ختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را
در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من
هیچگاه بتو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته
متوجه تواست این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که
از تو میخواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که
این نامه را از صمیم قلب مینویسم و چقدر تاسف میخورم اگر
باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو میخواهم
که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر
مهمل و دروغ است و نمیتوان گفت که دارای
لطف و حرارت میباشد بطور قطع بدان که همیشه
دشمن تو هستم و از تو بشدت متفنر هستم و نمیتوانم فکر کنم که
دوست صمیمی و وفادار تو هستم.
.
.
.
.
چیه گیج شدی ؟!
اگه می خوای بدونی که راز این نامه چی بوده ( ؟ ) نامه رو یه بار دیگه یک خط در میان بخون !!!


برچسب ها: یک خط در میان ! (نامه عاشقانه جالب )، طنز، نامه، عشق، صفا، صفا سیتی، نامه خنده دار، نامه عاشقانه، یک خط در میان، سرکاری، طنز باحال، پسر، دختر، شوخی با پسر دختر، سرکار گذاشتن دختر پسر، انتی دختر پسر، ضد دختر و پسر، شوخی، جک، جوک، jok، joke، joke jadid، joke bahal، تفریح دبش، سر کاری باحال و دبش،  
[ جمعه 1388/11/30 ] [ ساعت 21 و 20 دقیقه و 04 ثانیه ] [ nOvid ]
ضدحال یعنی وقتی منتظر فیلم مورد علاقت هستی برق بره!

ضدحال یعنی بعد از کلی مصیبت که بابات برات موبایل ثبت نام کرده همه سیمکارتا بیاد جز مال تو!

ضدحال یعنی یه جلسه سر کلاس نری فقط همون یه جلسه استاد حضور غیاب کنه!

ضد حال یعنی باید بقیه این مطلب رو تو ادامه مطلب باید بری بخونی !!!


ادامه مطلب برچسب ها: ضدحال یعنی، ضدحال، طنز، شوخی، سرگرمی، جالب، طنز ضد حال، خنده، خنده دار، سر کاری، سرکاری،  
[ دوشنبه 1388/11/26 ] [ ساعت 12 و 33 دقیقه و 51 ثانیه ] [ nOvid ]
پسر : دوست دارم
دختر : خفه شو

پسر :عاشقتم
دختر : خفه شو

پسر : میمیرم واست
دختر : خفه شو

پسر : فدات شم
دختر : خفه شو

پسر : نوکرتم و خاک زیر پاتم
دختر : خفه شو

پسر : زنم میشی
دختر : جدی میگی ؟

پسر : خفه شو .....................



راستی یادم رفت بگم دختره بیچاره رفت تو كما .......

برچسب ها: متن گفتگوی یک دختر و پسر ......، دختر و پسر، انتی پسر و دختر، ضد پسر، ضد دختر، سرکاری، سر کاری، طنز پسر و دختر، طنز دختر و پسر، شوخی، جالب، باحال،  
[ دوشنبه 1388/11/26 ] [ ساعت 11 و 32 دقیقه و 30 ثانیه ] [ nOvid ]
 اگه پسرا نبودن اون وقت دخترا واسه کی خودشونو لوس میکردن  

 اگه پسرا نبودن انوقت دخترا کیو میخواستن سرکیسه کنن 

 اگه پسرا نبودن دخترا میخواستن واسه کی چاخان کنن  

 اگه پسرا نبودن انوقت دخترا میخواستن کیو دق مرگ کنن 

 اگه پسرا نبودن انوقت دخترا میخواستن واسه کی صد قلم آرایش کنن بلکه یه کم دیده بشن 

 اگه پسرا نبودن دخترا میخواستن واسه کی هر دقیقه ناز کنن 


برچسب ها: اگه پسرا نبودند، اگر پسرا نبودند، طنز پسر، طنز دختر، طنز پسر دختر، انتی دختر، شوخی با پسر و دختر، طنز، شوخی، جوک، سرکاری، سر کاری،  
[ دوشنبه 1388/11/26 ] [ ساعت 11 و 29 دقیقه و 09 ثانیه ] [ nOvid ]
 افعال معکوس که میگن اینه :


دخترا اصلا بینی هاشون رو عمل نمی کنن.

هیچ وقت موهاشون رو رنگ نمی کنن مادر زاد مش شدس.

هیچ وقت به هم دیگه چپ چپ نگاه نمی کنن و به هم حسودی نمی کنن.

تمام طلا جواهراشون اصل اصله.

هرگزقبل از ازدواج ابروهاشون رو بر نمی دارن عمرا بردارن کی گفته

بر میدارن نه بابا بر نمی دارن که مرتبش می کنن .

بی اجازه مامان و بابا هیچ وقت بیرون نمی رن .

به بهانه کتابخونه با دوستشون که با یه پسر بیرون نمیرن بیرون باورکنین .

اونقدر خواستگار دارن که نمیدونن به کدوم جواب بدن.

همیشه سر به زیرن اصلا به غریبه ها نگاه نمی کنن ( کاش فقط نگاه بود).

بعد ازازدواج تازه میفهمن حروم شدن طفلیها خونه باباشون همه چیزداشتن.

روچشماشون اصلا لنز نمی ذارن رنگش مادر زادی سبزوآبیه وخاکستری و

بنفش و زرد و قرمز و آلبالویی و اناری و..........

تا حالا تو زندگیشون با هیچ پسری حرف نزدن!!! ( این دیگه ته دروغه )

برچسب ها: فعال معکوس دخترانه، طنز فعال معکوس دخترانه، افعال معکوس، طنز، شوخی، سرکاری، سر کای، مسخره بازی، انتی دختر، زرشک، زکی، خنده، طنز خنده دار، طنز باحال، سرگرمی، تفریح،  
[ دوشنبه 1388/11/26 ] [ ساعت 11 و 25 دقیقه و 42 ثانیه ] [ nOvid ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ

***** ***** ***** *****

در !!! zeki !!! سرعت خنده شما بشدت شتاب می گیرد !
( با دنده سنگین حرکت کنید ! )

***** ***** ***** *****

( ! شعبه ندارد ! )

***** ***** ***** *****

!!! زکی !!! آماده تبادل لینک می با است (!)

***** ***** ***** *****

اگه میخوای به ما یه صفایی بدی یا یه نظر بده یا تو نظر سنجی شرکت کن
(باور کن موس و کیبوردت مصرف نمیشه ! )

***** ***** ***** *****

مارو از طریق خوراک وبلاگ ! (RSS FEED) دنبال کنید

***** ***** ***** *****

یادتون نره تو خبرنامه عضو بشین

***** ***** ***** *****

حتما تو نظرسنجی ها شرکت کنید , مخصوصا نظرسنجی پشه ها روزا کجا میرن

***** ***** ***** *****

کلیک رنجه بفرمایید (!) از آرشیو دیدن کنید

***** ***** ***** *****

یه وقت یادتون نره مارو به لیست علاقهمندی ها (Bookmarks or favorites) اضافه کنین

***** ***** ***** *****

راستی وبلاگ های امپراطوری آی تی و شتر گاو پلنگ که لینکش تو بخش لینکستان هست رو هم خودم مینویسم , خوشحال میشم یه سری هم به اونا بزنین :-)

***** ***** ***** *****

با معرفتا نظر میدن !

***** ***** ***** *****
آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :





Powered by WebGozar


میزبانی وب و ثبت دامنه آنلاین