تبلیغات
!!! زکی !!!
قالب وبلاگ

!!! زکی !!!
! عجب وبلاگ دبشی ! 
نویسندگان
نظر سنجی
دوس دارین زکی بیشتر چی براتون بزاره ؟ (کلیک کن موست مصرف نمی شه !!! )











چت باکس


[ دوشنبه 1389/02/27 ] [ ساعت 20 و 05 دقیقه و 59 ثانیه ] [ nOvid ]
این منم دادا ( a )
اینم شومایی ( A )
گرفتی مطلبو ؟
دادا منظورم اینه که کوچیکتی


علف زیر پاتیم.

یه وقت خر نشی بخوریمون!!!



هی لوتی سه راه بیشتر نداری:

۱ـ با من باشی

۲- با تو باشم

۳- توافق کنیم که با هم باشیم!




کریستال

حشیش

تریاک

هروئین

شیشه

کراک


.

.

همه اینا رو میشه ترک کرد ولی تو رو نمیشه ترک کرد

معتادتیم رفیق!!!




پی پیتیم سیفونو بزن فناشیم



باد معدتیم فشار بیار هوا شیم




برچسب ها: اس ام اس لوتی جدید، بهترین پیامک های مشتی، گلچین جوک های دوستانه، بهترین سایت طنز و شوخی، زکی، !!! زکی !!!، www.zeki.mihanblog.com، : اس ام اس های رفاقتی، دوستانه، لوتی، طنز لوتی، جوک دبش، پیامک مشتی، باحال ترین اس ام اس ها، طنز، شوخی جدید، جوک باحال، سرگرمی، خنده دار ترین اس ام اس ها، بهترین پیامک، سایت زکی، طنز زکی، وبلاگ زکی، !!!زکی!!!، بهترین وبلاگ طنز، سایت طنز و اس ام اس منتخب، سایت !!! زکی !!!، دل انگیز،  
[ دوشنبه 1389/02/27 ] [ ساعت 19 و 47 دقیقه و 14 ثانیه ] [ nOvid ]
ای که بردی جزوه ام را اشتباهی، پس بده

جز فراموشی ندارم من گناهی،‌ پس بده


روسیه گردم بدون جزوه من در امتحان

از برای من مخواهی روسیاهی،‌ پس بده


روز وشب چشمم براه جزوه می‌باشد، بیا

گر تو هم داری چو من چشمی براهی، پس بده


صد کلاه بوقی به سر دارم ز فرط تنبلی

تا نرفته بر سرم دیگر کلاهی، پس بده


گیر ما دیگر نیاید جزوه، پس این جزوه را

مستقیما گر نمیخواهی، براهی پس بده


جان تو مشروط می‌گردم،‌ بجان مادرت

لازمش داری نگهدار، ‌ار نخواهی پس بده


جزوه از من می‌بری؟ من مرکز نشرم مگر؟

ای به قربانت شود جانم الهی، پس بده


گر توهم مانند من بی‌جزوه‌ای،‌ باشد،‌ بیا

مال تو این جزوه اما گاهگاهی ، پس بده


چند ماهی مال تو،‌ اما دو روزی نزد من

من نمیگویم که آنرا چند ماهی پس بده


از دعای هر شب و آه سحر اندیشه کن!!

تا نرفته بر فلک از سینه آهی، پس بده


من نمیدانم چرا این جزوه را کش رفته‌‌ای

لعنت و دشنام و نفرین گر نخواهی پس بده


برچسب ها: xkc، a، od، [، ;، [;، auv xkc، شعر طنز، شعر جزوه، شعر امتحان، شعر دانشگاه، شعر دانشجو، شعر طنز جدید، شعر طنز برگزیده سال، طنز، شوخی، جوک، جک، اس ام اس، پیامک، شعر باحال، طنز باصفا، شعر سرکاری جدید، بهترین تفریح، طنز و سرگرمی، شعر طنز دبش مشتی، شوخی با دانشجو، زیباترین شعر طنز،  
[ دوشنبه 1389/01/9 ] [ ساعت 10 و 51 دقیقه و 38 ثانیه ] [ nOvid ]

1- اکانت شبانه تهیه کنید.

2- شبها بخوابید.

3- یک نفس عمیق بکشید !

اگر روشهای فوق را به دقت و بطور کامل انجام داده باشید، اکنون اعتیادتان به اینترنت از بین رفته، در غیر این صورت برگردید و با اعتماد به نفس کامل روشهای سه‌گانه فوق را مجدداً و این‌ بار با دقت بیشتری بکار بندید، قطعاً نتیجه خواهید گرفت.


برچسب ها: طنز، شوخی، جوک، جک، پیام کوتاه، پیامک، طنز اعتیاد، طنز اینترنتی، جوک معتاد، پیاک طنز رایانه، بهترین شوخی، بهترین سرکاری، باحال ترین سرکاری، خنده، تفریح، سرگرمی، سرکاری دبش مشتی، شوخی با کامپیوتر، طنز یارانه، اشعار اینترنتی جدید وتوپ،  
[ یکشنبه 1389/01/8 ] [ ساعت 23 و 22 دقیقه و 45 ثانیه ] [ nOvid ]

- اگه یه بار همه 20واحد رو توی یه ترم افتادین: بی خیالش

-اگه شما رو با نمره 11.99مشروط کردن: خوب... شده دیگه

-اگه استاد می‌خواد به جای آقا بهتون بگه خانوم: بگه

-اگه یه دفعه‌هارد ۱۶۰ گیگابایت شما هاپولی‌هاپو شد: پیش میاد دیگه 

-اگه سر مراسم خواستگاری، همونجا، عروس خانوم گفت نه: ایشاالله خوشبخت بشه

-اگه آمریکا یه موشک اتمی تنظیم کرده درست روی خونه شما: مسئله‌ای نیست


-اگه صبح اول مهر بجای ساعت 6، ساعت 7 رفتین سر کار: دقیقا رفتین سر کار

-اگه کفشی که امروز واکس زدین رو، همه لگد می‌کنن: تعجبی نداره

-اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسی دعوت شدین: مبارکه، عروسی رو که نمی‌شه نرفت

-اگه کار شما به جایی رسیده که خودتون به خودتون ایمیل می‌زنین: اینجوری هم یه صفایی داره

-اگه توی انتخاب واحد به شما 13 واحد بیشتر نرسیده: حتما حکمتی توی اون بوده

-اگه بعد از 3ساعت چت کردن یادتون اومد که با اینترنت ساعت 500 تومن وصل شده بودین: مهم نیست

-اگه شمعهای کیک تولد شما رو بقیه فوت کردن: لبخند بزنین

-اگه ماشینتون جلوی یه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر‌گیری بلد نبودین: خودتون رو نبازین

-اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدین یکی پشت سرتون وایساده: عیبی نداره بابا

-اگه بغل دستی شما سر کلاس که اتفاقا" کنار شما ردیف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توی دماغش فرو کرد، شش دور بپیچوند، بعد با یه حالت دورانی بیرون آورد، و بعد خیلی آروم زیر میز کلاس دستش رو پاک کرد... نه! این یکی رو شرمنده. آدمیزاد هم یه تحملی داره!


برچسب ها: طنز، شوخی، جوک، ضدحال، ضدحال باحال، جدیدترین ضد حال، ضد حال به دانشجو، ضدحال به دانشگاه، گلچین طنز، بهترین سوال سرکاری، سوال سرکاری جدید، پیامک باحال، پیام کوتاه طنز، شوخی جدید، اس ام اس سرکاری،  
[ یکشنبه 1389/01/8 ] [ ساعت 23 و 21 دقیقه و 12 ثانیه ] [ nOvid ]

 

زغال قلیونتم ، بکش خاکستر شیم.

 * * * * * * اس ام اس لوتی * * * * * *

زغال قلیونتم رفیق! میسوزم تا بسازمت!!!

 * * * * * * اس ام اس دوستی * * * * * *

سوزن رفاقت در تیوپ قلبم فرو رفت و گفت: فییییییییییس

تازه فهمیدم پنچرتم رفیق!

 * * * * * * پیامک دوستی * * * * * *

پدال دنده موتورتیم با پا بزن تو سرمونو خلاصمون کن!

 * * * * * * اس ام اس دوستی * * * * * *

پوست موز زیر پاتم ، حال میکنم اگه افتخار بدی پاتو بذاری روم !

 

 * * * * * * اس ام اس رفاقتی * * * * * *


به لوتی میگم : آب بده دریا میده ، میگم گل بده گلستان میده ، میگم معرفت و دوستی بده همش شماره تو رو میده !!

 * * * * * * اس ام اس دوستی * * * * * *


آب دماغتیم…آنتی هیستامین بخور ، فنا شیم

 * * * * * * اس ام اس دوستی * * * * * *


قرمزی چشاتم نفازلین بریز فنا شیم

 * * * * * * پیامک رفاقتی * * * * * *


بند کفشتیم گره بزن خفه شیم

 * * * * * * اس ام اس دوستی * * * * * *

کش شلوارتم رفیق ولم کن تا آبروتو ببرم

 * * * * * * اس ام اس دوستی * * * * * *

سیگارتیم بکش تا دود شیم

 * * * * * * اس ام اس دوستی * * * * * *


زنگ در خونتم هر کس تو رو بخواد باید منو بزنه

 * * * * * * اس ام اس دوستی * * * * * *


چروک لباستیم اتو بزنی هلاک شدیم!

 * * * * * * اس ام اس دوستی * * * * * *


تریپ مرام : کلنگتم عمله !!

 * * * * * * اس ام اس دوستی * * * * * *


سلامی به گرمی آش رشته که با پیازداغ روش نوشته :

“مرامت منو کشته“

 * * * * * * اس ام اس دوستانه * * * * * *


میگن نارنگی چون پوستش زود کنده میشه

پیش مرگ همه ی میوه هاست !

نارنگیتیم هلو !

 * * * * * * اس ام اس لوتی * * * * * *

این اس ام اس رو میزنم به سلامتی همه خوبا

که سخت مشغول شطرنج زندگی اند

و نمیدونن ما مات رفاقتشون هستیم

 * * * * * * اس ام اس دوستی * * * * * *


دیروز روز جهانی آوارگان بود، توقع داشتم یه تشکر خشک و خالی از ما میکردی که یه عمریه آوارتیم !!!

 * * * * * * اس ام اس دوستی * * * * * *


برچسب ها: اس ام اس های رفاقتی، دوستانه، لوتی، طنز لوتی، جوک دبش، پیامک مشتی، باحال ترین اس ام اس ها، طنز، شوخی جدید، جوک باحال، سرگرمی، خنده دار ترین اس ام اس ها، بهترین پیامک، زکی، سایت زکی، طنز زکی، وبلاگ زکی، !!!زکی!!!، بهترین وبلاگ طنز، سایت طنز و اس ام اس منتخب، سایت !!! زکی !!!، دل انگیز،  
[ یکشنبه 1389/01/8 ] [ ساعت 23 و 20 دقیقه و 13 ثانیه ] [ nOvid ]

داشتم از گلودرد منفجر می‌شدم. می‌دانستم که گلویم مثل غروب قرمز است. بابا گفت: «تنها راه آب، نمک و آب لیمو است» آه، چه راه بدی! آب را با نمک و آب‌لیمو مخلوط کردم و ریختم توی دهنم.

فردای آن‌روز گوش‌درد هم به گلودرد اضافه شد. دیگر نمی‌توانستم آب نمک را توی گوشم بریزم! توی آینه به خودم نگاه می‌کردم. دماغم که به خودی خود گنده است (البته به دلیل بحران نوجوانی!) قرمز و گنده‌تر شده بود. چشم‌هایم هم درد می‌کرد. من با دستمال کاغذی توی خانه می گشتم، طوری که همه اتاق شده بود دستمال کاغذی (‌نمی‌دانم پس سطل آشغال به چه دردی می‌خورد. شما می‌دانید؟!) نه مامان، نه بابا و نه هیچ‌ بشری خانه نبود. صدای زنگ درآمد. بچه همسایه‌مان بود که به جودی ابوت معروف است. فقط هفت سالش است. گفت: «وای عزیزم سرما خوردی؟» چشم‌هایم گشاد شد. چه‌قدر این بچه زبان دارد!

- الان می‌رم. زود برمی‌گردم. و مثل جت رفت و برگشت، جعبه دکتر اسباب‌بازی.

- من خوبت می‌کنم.

- عزیزم، اونها اسباب‌بازین.

- دراز بکش اون‌جا.

اصلاً به حرف‌های من گوش نمی‌‌داد.

به زودی منو خوابوند روی کاناپه.

- دهنت رو باز کن.

- این چوب بستنی رو از کجا آوردی؟

- مال بستنی  خودمه.

اصلاً بهم مهلت اعتراض نداد و چوب را فرو کرد توی دهنم.

«وای چه‌قدر قرمزه.» و بعد با لبخند گفت: «راهش رو بلدم.» و همین طور چوب را فرو می‌کرد و با بی‌خیالی حرف می‌زد. دیگر داشتم خفه می‌شدم ... و اگر یک ثانیه دیرتر متوجه می‌شد، الان من نبودم که نامه بنویسم.

جودی ابوت با خوشحالی گفت: «پول بده برات دارو بخرم.»

- نه امروز خودم می‌خوام برم دکتر.

با قیافه حق به جانبی گفت: «پس من چی‌ام؟»

- باشه. چه‌قدر؟

- 1000تومان.

بهش دادم همین پنج دقیقه  از دستش راحت بشوم. خوب است. ده دقیقه بعد با ده بسته پفک و چیپس رسید و گفت: «تنها راه درمانت همینه!»

نیم ساعت بعد

اتاق علاوه  بر دستمال کاغذی، پر از کاغذ چیپس و پفک بود. (من هنوز کاربرد آشغال رو نفهمیدم.)

دو روز بعد

تازه از بیمارستان مرخص شدم. جای سوزن سرم خیلی می‌سوزد!


برچسب ها: گلو درد(داستان طنز)، داستان طنز، طنز، شوخی جوک، جک، داستان طنز دکتر، گلو درد، طنز گلو درد، زکی، !!! زکی !!!، وبلاگ زکی، سایت زکی، بهترین سایت طنز، باحالترین وبلاگ سرکاری، طنز جدید، گلچین داستان طنز، بهترین ها، زیباترین داستان طنز،  
[ یکشنبه 1389/01/8 ] [ ساعت 23 و 09 دقیقه و 13 ثانیه ] [ nOvid ]

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه  !!


برچسب ها: E-mail از دیار باقی !!!، طنز جالب، طنز خنده دار، طنز جدید، طنز، شوخی جدید، ای میل باحال، e-mail سرکاری، طنز نامه، سرکاری جدید، داستان سرکاری، جالب ترین e-mail طنز، ای میل از دیار باقی، بهترین طنز سرکاری سال ماه روز، 89، 88، 90، زکی، وبلاگ رسمی زکی، سایت رسمی زکی، دل انگیز، www.zeki.mihanblog.com،  
[ یکشنبه 1389/01/8 ] [ ساعت 23 و 07 دقیقه و 28 ثانیه ] [ nOvid ]
اگه گفتی شباهت زن با گردباد چیه؟جفتشون اول که میان با هیجان وارد زندگیت میشن و جفتشون موقع رفتن, خونه, ماشین و همه

زندگیتو با خودشون میبرن !!!


برچسب ها: p;hdj، p;hdj xkc، حکایت، حکایت طنز، حکایت خنده دار، حکایت باحال، طنز، شوخی، جوک، باحال، داستان، داستان باحال، داستان بامزه، داستان خوشمزه، داستان خنده دار، داستان طنز، داستان دبش، حکایت دبش، ضد دختر، انتی دختر، آنتی گرل،  
[ جمعه 1388/12/28 ] [ ساعت 10 و 00 دقیقه و 00 ثانیه ] [ nOvid ]
یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت. وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری به مبلغ 5000 دلار داره. کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آن هم فقط برای دو هفته کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گران قیمت را گرفت و ماشین را به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد. خلاصه مرد بعد از دو هفته همان طور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام را پرداخت کرد. کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت: "از این که بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم. " و گفت ما چک کردیم و معلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام بگیرید؟ ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: "تو فقط به من بگو کجای نیویورک می تونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2 هفته با اطمینان خاطر و با فقط 15.86 دلار پارک کنم !!!

برچسب ها: برچسب ها: behtarin dastanha، dastan، dastan jok، dastanak، dastanake jadid، khandedar jadid، dastanake ziba، dastane bahman mah 88، dastane jadid، dastane jadid oo khandedar، dastane jaleb، dastane khandedar، dastane kotah، dastane kotahe bahman mah 88، dastane zibaq، jadidtarin dastanha، radsms.com، بهترین داستان های جالب، جالب ترین داستان ها، جدیدترین داستا نها، جدیدترین داستان های کوتاه، خنده دار ترین داستان ها، خواندنی ترین داستان ها، داستان بسیار جالب، داستان بسیار جالب و خواندنی " راننده اصفهانی "، داستان خنده دار، داستان راننده اصفهانی، داستان سرکاری، داستان های بسیار جالب، داستان های بهمن ماه 88، داستان های جذاب، داستان های خواندنی، داستان های خیلی جالب، داستان کوتاه بسیار جالب، داستان کوتاه بهمن ماه 88، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خنده دار، داستان کوتاه خواندنی، داستانک، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خنده دار، راد اس ام اس، سری جدید داستان های بهمن ماه 88، سری جدید داستان های جالب، گلچین داستان های سرکاری، داستان طنز دبش، داستان طنز باحال، داستان خنده دار جدید، بهترین طنز سال، بهترین داستان روز، جدیدترین طنز هفته، خنده دار ترین حکایت ماه، طنز، شوخی، جک، جوک، سرکاری، سوال سرکاری، تفریح، سرگرمی، داستان جالب، جالبناک، داستان ایرانی، طنز ایرانی، سرکاری مشتی، داستان بانک،  
[ چهارشنبه 1388/12/26 ] [ ساعت 10 و 00 دقیقه و 00 ثانیه ] [ nOvid ]
مرد متاهل :

1- شکم برآمده (نه از اون شکمها )2- کله در حال بی مو شدن 3- شلوار گشاد 4- لباس تمام دکمه دار 5- روزی یه بار حمام 6- دستها همیشه تمیز

مرد مجرد :

1- شکم صاف 2- شلوار تنگ 3- تی شرت 4- کلش فرقی نمی کنه 5- حموم چیه

6- دست کدومه

برچسب ها: برچسب ها: behtarin dastanha، dastan، dastan jok، dastanak، dastanake jadid، khandedar jadid، dastanake ziba، dastane bahman mah 88، dastane jadid، dastane jadid oo khandedar، dastane jaleb، dastane khandedar، dastane kotah، dastane kotahe bahman mah 88، dastane zibaq، jadidtarin dastanha، radsms.com، بهترین داستان های جالب، جالب ترین داستان ها، جدیدترین داستا نها، جدیدترین داستان های کوتاه، خنده دار ترین داستان ها، خواندنی ترین داستان ها، داستان بسیار جالب، داستان بسیار جالب و خواندنی " راننده اصفهانی "، داستان خنده دار، داستان راننده اصفهانی، داستان سرکاری، داستان های بسیار جالب، داستان های بهمن ماه 88، داستان های جذاب، داستان های خواندنی، داستان های خیلی جالب، داستان کوتاه بسیار جالب، داستان کوتاه بهمن ماه 88، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خنده دار، داستان کوتاه خواندنی، داستانک، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خنده دار، راد اس ام اس، سری جدید داستان های بهمن ماه 88، سری جدید داستان های جالب، گلچین داستان های سرکاری، داستان طنز دبش، داستان طنز باحال، داستان خنده دار جدید، بهترین طنز سال، بهترین داستان روز، جدیدترین طنز هفته، خنده دار ترین حکایت ماه، طنز، شوخی، جک، جوک، سرکاری، سوال سرکاری، تفریح، سرگرمی، داستان جالب، جالبناک، تفاوتهای مرد متاهل و مجرد،  
[ سه شنبه 1388/12/25 ] [ ساعت 10 و 00 دقیقه و 00 ثانیه ] [ nOvid ]
[ دوشنبه 1388/12/24 ] [ ساعت 10 و 00 دقیقه و 00 ثانیه ] [ nOvid ]
از همون لحظه اول که با پدر و مادرم وارد سالن مهمانی شدم چشمم بهش افتاد و شور هیجانی توی دلم به پا کرد. طول سالن را طی کردم و روی یک صندلی نشسته دوباره نگاهش کردم درست روبروی من بود این بار یک چشمک بهش زدم و لبخند زدم و یواشکی به اطرافم نگاه کردم تا کسی منو ندیده باشد کسی متوجه من نبود. خودم را بی تفاوت مشغول حرف زدن کردم ولی چند لحظه بعد بی اختیار چشمم را بهش انداختم و بهش نگاه کردم چه جذاب و زیبا و با نفوذ بود. دوباره او چشمک زد بیشتر هیجان زده شدم. به خودم گفتم که از فکرش بیایم بیرون باز هم مشغول گوش دادن به حرف های بقیه بودم ولی حواسم به آن طرف سالن بود. می خواستم برم پیشش ولی خجالت می کشیدم جلوى والدین و صاحب خانه. حتماً اگر جلو و پیشش مى رفتم با خودشون مى گفتن عجب پسر پررویی! توی دوراهی عجیبی مانده بودم. دیگه طاقتم تمام شده بود. دل به دریا زدم و گفتم هر چه باداباد بلند شدم و با لبخند به طرفش نگاه کردم وقتی بهش رسیدم با جرات تمام دستم رو به طرفش دراز کردم؟  برش داشتم و گذاشتمش توی دهنم، به به! عجب شیرینی خامه ای خوشمزه ای بود!

برچسب ها: طنز، شوخی، جوک، جک، جوک باحال، سرکاری، داستان سرکاری خیلی باحال، عشق، عشقی، داستان عشقی باحال، جیگر، بهترین، ناز، خوشگل، بهترین داستان سر کاری امسال، طنز روز، جدیدترین طنز هفته، 89، طنز 89، طنز88، گلچین داستان طنز ماه، برچسب ها: behtarin dastanha، dastan، dastan jok، dastanak، dastanake jadid، dastanake khandedar jadid، dastanake ziba، dastane bahman mah 88، dastane besiyar jaleb، dastane emrooz، dastane ghashang، dastane jadid، dastane jadid oo khandedar، dastane jaleb، dastane khandani، dastane khandedar، dastane kotah، dastane kotahe bahman mah 88، dastane pand amooz، dastane zibaq، dstane ebrat amooz، golchine dastanha، http://radsmms.com، jadidtarin dastanha، majmoe dastanaha، radsms.com، بهترین داستان های، بهترین داستان های بهلول، بهترین داستان های جالب، جالب ترین داستان ها، جدیدترین داستا نها، جدیدترین داستان ها، جدیدترین داستان های کوتاه، خنده دار ترین داستان ها، خواندنی ترین داستان ها، داستان بسیار جالب، داستان بسیار جالب و خواندنی " راننده اصفهانی "، داستان بهلول، داستان بهمن ماه 88، داستان جالب، داستان جدید، داستان خنده دار، داستان خواندنی، داستان راننده اصفهانی، داستان زیبا، داستان سرکاری، داستان قشنگ، داستان های آموزنده، داستان های بسیار جالب، داستان های بسیار زیبا، داستان های بهمن ماه 88، داستان های جذاب، داستان های خواندنی، داستان های خیلی جالب، داستان های پر مفهوم، داستان کوتاه، داستان کوتاه بسیار جالب، داستان کوتاه بهلول عاقل، داستان کوتاه بهمن ما ه88، داستان کوتاه بهمن ماه 88، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خنده دار، داستان کوتاه خواندنی، داستان کوتاه خیلی قشنگ، داستان کوتاه عبرت آموز، داستان کوتاه قشنگ، داستان کوتاه معنی دار، داستان کوتاه و جالب از بهلول، داستان کوتاه پند آموز، داستانهای پند آموز، داستانک، داستانک بهلول، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خنده دار، داستانک عبرت آموز، داستانک معنی دار، داستانک مفهوم دار، داستانک پند آموز، داسنان های فوق زیبا، راد اس ام اس، سری جدید داستان های بهمن ماه 88، سری جدید داستان های جالب، سری جدید داستان های عبرت آموز، سری جدید داستان های کوتاه، جالب و خواندنی جدید، مجموعه داستان های بهلول، مجموعه داستان های جالب، گلچین داستان های بسیار خواندنی، گلچین داستان های سرکاری، بهترین داستان سرکاری سال، جدیدترین شوخی روز، ماه، سال، روز، هفته، گلچین، تفریح، سرگرمی دبش، جالبناک، داستان خیلی باحال، سرکاری دبش،  
[ یکشنبه 1388/12/23 ] [ ساعت 14 و 09 دقیقه و 53 ثانیه ] [ nOvid ]
اتومبیل مردی كه به تنهایی سفر می كرد در نزدیكی صومعه ای خراب شد.
مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »
رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر كردند.
شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای كه تا قبل از آن هرگز نشنیده بود .
صبح فردا از راهبان صومعه پرسید كه صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی»
مرد با نا امیدی از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد.
راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت كردند ، از وی پذیرایی كردند و ماشینش را تعمیر كردند.
آن شب بازهم او آن صدای مبهوت كننده عجیب را كه چند سال قبل شنیده بود ، شنید.
صبح فردا پرسید كه آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یك راهب نیستی»
این بار مرد گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا كنم.
اگر تنها راهی كه من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئید چگونه می توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط كره زمین سفر كنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یك راهب خواهی شد.»
مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت :‌« من به تمام نقاط كرده زمین سفر كردم و عمر خودم را وقف كاری كه از من خواسته بودید كردم .
تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236,284,232 عدد است. و 231,281,219,999,129,382 سنگ روی زمین وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبریك می گوییم . پاسخ های تو كاملا صحیح است . اكنون تو یك راهب هستی . ما اكنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم.»
رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یك در چوبی راهنمایی كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كلید این در را به من بدهید؟»
راهب ها كلید را به او دادند و او در را باز كرد.
پشت در چوبی یك در سنگی بود . مرد درخواست كرد تا كلید در سنگی را هم به او بدهند.
راهب ها كلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز كرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت.. او بازهم درخواست كلید كرد .
پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت كبود قرار داشت.
و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهایت رئیس راهب ها گفت:« این كلید آخرین در است » .
مرد كه از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز كرد.
دستگیره را چرخاند و در را باز كرد . وقتی پشت در را دید و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی كه او دید واقعا شگفت انگیز و باور نكردنی بود.
.....اما من نمی توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید ، چون شما راهب نیستید.
لطفا به من فحش ندید؛ خودمم دارم دنبال اون كسی كه اینو نوشته می گردم تا حقشو كف دستش بگذارم.

برچسب ها: behtarin dastanha، dastan، dastan jok، dastanak، dastanake jadid، khandedar jadid، dastanake ziba، dastane bahman mah 88، dastane jadid، dastane jadid oo khandedar، dastane jaleb، dastane khandedar، dastane kotah، dastane kotahe bahman mah 88، dastane zibaq، jadidtarin dastanha، radsms.com، بهترین داستان های جالب، جالب ترین داستان ها، جدیدترین داستا نها، جدیدترین داستان های کوتاه، خنده دار ترین داستان ها، خواندنی ترین داستان ها، داستان بسیار جالب، داستان بسیار جالب و خواندنی " راننده اصفهانی "، داستان خنده دار، داستان راننده اصفهانی، داستان سرکاری، داستان های بسیار جالب، داستان های بهمن ماه 88، داستان های جذاب، داستان های خواندنی، داستان های خیلی جالب، داستان کوتاه بسیار جالب، داستان کوتاه بهمن ماه 88، داستان کوتاه جالب، داستان کوتاه جدید، داستان کوتاه خنده دار، داستان کوتاه خواندنی، داستانک، داستانک جالب، داستانک جدید، داستانک خنده دار، راد اس ام اس، سری جدید داستان های بهمن ماه 88، سری جدید داستان های جالب، گلچین داستان های سرکاری، داستان طنز دبش، داستان طنز باحال، داستان خنده دار جدید، بهترین طنز سال، بهترین داستان روز، جدیدترین طنز هفته، خنده دار ترین حکایت ماه، طنز، شوخی، جک، جوک، سرکاری، سوال سرکاری، تفریح، سرگرمی، داستان جالب، جالبناک،  
[ چهارشنبه 1388/12/19 ] [ ساعت 14 و 21 دقیقه و 53 ثانیه ] [ nOvid ]

(گفتیم : زکی !!! این در تو کلمه درخواست خیلی کلیشه ایی شده  ! دیگه اینجور شد که  به جاش نوشتیم : پنجره خواست ! یکم تنوع الحاظ شود !!!  )

 : متن پنجره خواست :

با هرچی آدم  که تو  اینترنتو اونترنتو آنترنت   سایت یا وبلاگ طنز منز دارن میگمیم که بیاین تبادل لینک را بفرماییم 

( اه چه بی مزه نوشتم !  )

اگه خواستی تو چرت و پرتا ( =نظرات ! ) بگو تا یه کاریش بکنیم 


برچسب ها: تبادل لینک، لینک دهی، افزایش امار، افزایش امار سایت، افزایش امار وبلاگ، افزایش امار بلاگ، راهای تبادل لینک، روش ازایش امار، نکته افزایش امار، لینک دادن، طنز، شوخی، جک، جوک، اس ام اس، داستان طنز، حکایت طنز، جالب، باحال، تفریح، سرگرمی، link box، linkdoni، لینکدونی، لینک باط، لینک باکس،  
[ سه شنبه 1388/12/18 ] [ ساعت 23 و 44 دقیقه و 15 ثانیه ] [ nOvid ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  

درباره وبلاگ

***** ***** ***** *****

در !!! zeki !!! سرعت خنده شما بشدت شتاب می گیرد !
( با دنده سنگین حرکت کنید ! )

***** ***** ***** *****

( ! شعبه ندارد ! )

***** ***** ***** *****

!!! زکی !!! آماده تبادل لینک می با است (!)

***** ***** ***** *****

اگه میخوای به ما یه صفایی بدی یا یه نظر بده یا تو نظر سنجی شرکت کن
(باور کن موس و کیبوردت مصرف نمیشه ! )

***** ***** ***** *****

مارو از طریق خوراک وبلاگ ! (RSS FEED) دنبال کنید

***** ***** ***** *****

یادتون نره تو خبرنامه عضو بشین

***** ***** ***** *****

حتما تو نظرسنجی ها شرکت کنید , مخصوصا نظرسنجی پشه ها روزا کجا میرن

***** ***** ***** *****

کلیک رنجه بفرمایید (!) از آرشیو دیدن کنید

***** ***** ***** *****

یه وقت یادتون نره مارو به لیست علاقهمندی ها (Bookmarks or favorites) اضافه کنین

***** ***** ***** *****

راستی وبلاگ های امپراطوری آی تی و شتر گاو پلنگ که لینکش تو بخش لینکستان هست رو هم خودم مینویسم , خوشحال میشم یه سری هم به اونا بزنین :-)

***** ***** ***** *****

با معرفتا نظر میدن !

***** ***** ***** *****
آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :





Powered by WebGozar


میزبانی وب و ثبت دامنه آنلاین